اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیهاوسرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
طبقه بندی: گنجینه ها،
طبقه بندی: گنجینه ها،
طبقه بندی: گنجینه ها،
طبقه بندی: گنجینه ها،
یا صاحب الزمان ادركنا
به مردم بگو به این مكان (مسجد مقدَس جمكران) رغبت كنند و آنرا عزیز دارند.
(از فرمایشات حضرت مهدى علیه السلام به حسن بن مثله جمكرانى)

مسجد مقدس جمكران در نزدیكى شهر مقدس قم در دامنه کوه دو برادران و در ابتدای جاده قم به کاشان واقع شده و همواره پذیراى زائرینى از نقاط مختلف ایران و جهان مى باشد. مسجد مقدس جمکران در سال 373 ه.ق به دستور حضرت بقیه الله (عج) ساخته شد و در طول قرون مکرر مرمت و تجدید بنا گردید . این مكان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت بقیه الله الاعظم(اوراحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شیعیانشان خواسته اند كه به این مكان مقدس روى آورند، چرا كه این مكان، داراى زمین شریفى است و حق تعالی آن را از زمین های دیگر برگزیده است.
لذا سزاوار است كه زائرین عزیز، از بركات این مكان مقدس، حداكثر استفاده را ببرند و مراقب باشند كه مسائل فرعی توجه شان را به خود جلد نكند و خود را در برابر حضرت مهدى (اوراحنا فداه) حاضر ببینند و از انجام اعمالی كه قلب مبارك آن حضرت را آزده می سازد خوددارى كنند.
شایان توجه است كه علما و شیفتگان آن حضرت استفاده هاى فراوان از این مسجد مقدس برده اند. بنابر این سعى كنید در این مكان مقدس، لحظاتى را با عزیز خلوت كرده و خالصانه براى ظهور مقدس حضرتش دعا كنید، چرا كه بر طرف شدن گرفتاریها تنها با ظهور آقا امكان پذیر است.
شما اى زائران عزیز كه به این محل نورانی مشرف شده است! در نظر داشته باشید كه مسجد مقدس جمكران، محل رفت و آمد امام مهدى (اوراحنا فداه) است و آن حضرت بر اعمال همه ما در این مكان نظارت دارند. لذا بگونه اى در این مسجد باشیم كه آقا از ما خشنود شود و الطاف و عنایاتش شامل حالمان گردد.


طبقه بندی: گنجینه ها،

دیگر از بقاع مطهره در قم بقعه امامزاده خاک فرج است، و آن بزرگوار از قراری که بعضی از ثقات روی قبر را دیده بودند و حالیه جایش گچ زدهاند، نوشته بودهاست حارث بن زید بن علی بن الحسین ولی این زمان معروف شده است بهشاهزاده احمد از اولاد امام زینالعابدین و اگر نام احمد صحیح باشد به احتمالی کهبعضی دادهاند محتمل است که احمد بن محمّد بن علی بن عمر بن حسن افطس بنعلی بن امام زینالعابدین باشد و دارای بقعه و قبه عالی و دو صحن میباشد و تجدید و تعمیر بقعه و قبر و بنای صحن جنوبی از منوچهر خان معتمدالدوله است.چنان که در سر در بقعه این اشعار را به سنگ مرمر به خط خوش نوشتهاند:
***
در زمان ملک غازی دارای جواد
که شد آباد جهان زو که به جانش آباد
ملک ملک گشا فتحعلی شه که به ملک
هر ملک بست بایمائی و هر ملک گشاد
هم از او غیرت چین آمده اتلال و دمن
هم از او خجلت مصر آمده امصار و بلاد
هر سرابی که ز فیض گذرش آید خوش
هر خرابی که ز نقش قدمش گردد شاد
اندر آن عهد که در سده او هر چه کریم
اندر آن دور که در درگه او هر که جواد
فخر امثال منوچهر همیون گوهر
زین اشباه خردمند کزان قدر بزاد
برده تارک بفلک چون بخرد روشن و پاک
گشتهمنظور ملک چون بهگهر به خرد و راد
هم رهین امر خداوند مهین را زصلاح
هم امین گنج شهنشاه زمین را ز سداد
گوهر روشن او صورتی از عقل و ادب
پیکر فرخ او جوهری از دانش و داد
چون شد این بقعه فرخنده در این خاک فرج
از تصاریف زمان قبه قرین با بنیاد
نه ببامش که حرم پایه بجز شیون بوم
نه بباغش که ارم رتبه بجز مویه خاد
پی انگیزش آن مهر سخاصره گشود
بهر آبادیش آن بدر کرم بدره گشاد
او ستادان سنمار گهر زایمایش
برده بنیاد همایونش بر از سبع شداد
بقعه نی خوابگه تا جوری پاک گهر
بقعه نی بارگه پادشهی نیک نهاد
بقعه نی از در رفعت فلک ذات بروج
بقعه نی از ره رتبت ارم ذات عماد
الغرض کرد چو آهنک به آبادی این
که بپاداش شود هشت بهشتش هشتاد
منشی طبع صبا از پی تاریخش گفت
« شده این بقعه دلکش ز منوچهر آباد »
***
مخفی نماند که پشت صحن امامزاده خاک فرج بقعهای است که معروف استبه صفوراء و معلوم نیست که این صفوراء کیست و نسبش چیست؟ و بنابر احتمالیکه بعضی دادهاند مدفون در ین بقعه از اولادهای عمر بن علی بن ابیطالب است نظر بفرمایش صاحب تاریخ قم قدیم که گوید دیگر ساداتی که به قم آمدند عمریهاند از فرزندان عمر بن علی بن ابیطالب ابوعبدالله العمری ذکر نسب او نکردهاند و او به کمیدان فرود آمده است مردی بس پرهیز کار و فاضل بوده است و به کمیدان وفات یافته است دیگر از فرزندان عمر بن علی به قم دو زن بودهاند و الله اعلم ,انتهی ـ و ممکن است نام یکی از آن دو زن صفوراء باشد و در آن بقعه مدفون باشد و العلم عندالله.
و دیگر پشت بقعه امامزاده احمد فضائی است که در وسط آن قبه کوچکیاست که در وسط زمین آن قبه گودی است که گویند حضرت خلیل حجر کعبه را ازاین مکان به خانه رب جلیل برد چنانچه شاعر گوید:
« برد از دیار قم حجر کعبه را خلیل ».
و در نزدیک آن بقعه در وسط زمین هایی که کشت و زرع میشود یک چهار طاقی است که گویند مسجد کمیدان بوده.

دیگر از بقاع مطهره در قم بقعه امامزاده خاک فرج است، و آن بزرگوار از قراری که بعضی از ثقات روی قبر را دیده بودند و حالیه جایش گچ زدهاند، نوشته بودهاست حارث بن زید بن علی بن الحسین ولی این زمان معروف شده است بهشاهزاده احمد از اولاد امام زینالعابدین و اگر نام احمد صحیح باشد به احتمالی کهبعضی دادهاند محتمل است که احمد بن محمّد بن علی بن عمر بن حسن افطس بنعلی بن امام زینالعابدین باشد و دارای بقعه و قبه عالی و دو صحن میباشد و تجدید و تعمیر بقعه و قبر و بنای صحن جنوبی از منوچهر خان معتمدالدوله است.چنان که در سر در بقعه این اشعار را به سنگ مرمر به خط خوش نوشتهاند:
***
در زمان ملک غازی دارای جواد
که شد آباد جهان زو که به جانش آباد
ملک ملک گشا فتحعلی شه که به ملک
هر ملک بست بایمائی و هر ملک گشاد
هم از او غیرت چین آمده اتلال و دمن
هم از او خجلت مصر آمده امصار و بلاد
هر سرابی که ز فیض گذرش آید خوش
هر خرابی که ز نقش قدمش گردد شاد
اندر آن عهد که در سده او هر چه کریم
اندر آن دور که در درگه او هر که جواد
فخر امثال منوچهر همیون گوهر
زین اشباه خردمند کزان قدر بزاد
برده تارک بفلک چون بخرد روشن و پاک
گشتهمنظور ملک چون بهگهر به خرد و راد
هم رهین امر خداوند مهین را زصلاح
هم امین گنج شهنشاه زمین را ز سداد
گوهر روشن او صورتی از عقل و ادب
پیکر فرخ او جوهری از دانش و داد
چون شد این بقعه فرخنده در این خاک فرج
از تصاریف زمان قبه قرین با بنیاد
نه ببامش که حرم پایه بجز شیون بوم
نه بباغش که ارم رتبه بجز مویه خاد
پی انگیزش آن مهر سخاصره گشود
بهر آبادیش آن بدر کرم بدره گشاد
او ستادان سنمار گهر زایمایش
برده بنیاد همایونش بر از سبع شداد
بقعه نی خوابگه تا جوری پاک گهر
بقعه نی بارگه پادشهی نیک نهاد
بقعه نی از در رفعت فلک ذات بروج
بقعه نی از ره رتبت ارم ذات عماد
الغرض کرد چو آهنک به آبادی این
که بپاداش شود هشت بهشتش هشتاد
منشی طبع صبا از پی تاریخش گفت
« شده این بقعه دلکش ز منوچهر آباد »
***
مخفی نماند که پشت صحن امامزاده خاک فرج بقعهای است که معروف استبه صفوراء و معلوم نیست که این صفوراء کیست و نسبش چیست؟ و بنابر احتمالیکه بعضی دادهاند مدفون در ین بقعه از اولادهای عمر بن علی بن ابیطالب است نظر بفرمایش صاحب تاریخ قم قدیم که گوید دیگر ساداتی که به قم آمدند عمریهاند از فرزندان عمر بن علی بن ابیطالب ابوعبدالله العمری ذکر نسب او نکردهاند و او به کمیدان فرود آمده است مردی بس پرهیز کار و فاضل بوده است و به کمیدان وفات یافته است دیگر از فرزندان عمر بن علی به قم دو زن بودهاند و الله اعلم ,انتهی ـ و ممکن است نام یکی از آن دو زن صفوراء باشد و در آن بقعه مدفون باشد و العلم عندالله.
و دیگر پشت بقعه امامزاده احمد فضائی است که در وسط آن قبه کوچکیاست که در وسط زمین آن قبه گودی است که گویند حضرت خلیل حجر کعبه را ازاین مکان به خانه رب جلیل برد چنانچه شاعر گوید:
« برد از دیار قم حجر کعبه را خلیل ».
و در نزدیک آن بقعه در وسط زمین هایی که کشت و زرع میشود یک چهار طاقی است که گویند مسجد کمیدان بوده.
طبقه بندی: گنجینه ها،
|
|
|
اَلـسَّلامُ عَـلى آدَمَ صَـفْوَةِ اللّه ِ سـلام بـر حـضـرت آدم بـرگزیده خـدا |
|
اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ اللّه ِ سلام بر حضرت نوح پیامبر خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهیمَ خَلیل ِ اللّه ِ سلام بر حضرت ابراهیم دوست خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلى موُسى کَلیم ِاللّه ِ سلام بر حضرت موسى هم صحبت خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح ِ اللّه ِ سلام بر حضرت عیسى روح الله |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ خَلْقَ اللّه ِ سلام بر تو اى رسول خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِىَّ اللّه ِ سلام بر تو اى برگزیده خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمّدَ سلام بر تو اى محمّد |
|
بْنَ عَبْد ِاللّه ِخاتَمَ النَّبِیّینَ بن عبداللّه خاتم پیامبران |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ سلام بر تو امیر مؤمنان |
|
عَلىَّ بْنَ اَبى طالِب وَصِىَّ رَسوُل ِ اللّه ِ علىّ بن ابى طالب وصىّ رسول خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا فاطِمَةُ سلام بر تو اى فاطمه |
|
سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ اى بزرگ بانوى بانوان اسلام |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا سِبْطَىْ نَبِىِّ الرَّحْمَة ِ سلام بر شما اى دو سبط پیامبر رحمت |
|
وَ سَیِّدَىْ شَباب ِ أَهْل ِ الْجَنَّة ِ اى دو سرور جوانان اهل بهشت |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْن ِ سلام بر تو اى على بن حسین |
|
سَیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّةَ عَیْن ِ النّاظِرینَ اى سرور عبادت پیشگان اى فروغ دیده بینندگان |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ سلام بر تو اى محمّد بن |
|
عَلِىٍّباقِرَ الْعِلْم ِ بَعْدَ النَّبِىِّ على اى شکافنده علم بعد از پیامبر |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بْنَ سلام بر تو اى جعفر بن |
|
مُحَمَّد الصّاد ِقَ الْبارَّ الْامینَ محمّد اى راستگوى نیکوکار امین |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا موُسَى بْنَ جَعْفَر الطّاهِرَ الطُّهْرَ سلام بر تو اى موسى بن جعفر اى پاک و پاکیزه |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىِّ بْنَ موُ سَى الرِّضَا الْمُرْتَضى سلام بر تو اى على بن موسى اى پسندیده |
|
اَالسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىالتَّقِىَّ سلام بر تو اى محمّد بن على |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىِّ بْنَ مُحَمَّد النَّقِىَّ النّاصِحَ الْأَمینَ سلام بر تو اى على بن محمّد اى پاک سرشت و خیرخواه و امین |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ سلام بر تو اى حسن بن على |
|
اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه سلام بر وصى بعد از او |
|
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِکَ وَ سِراجِکَ بار خدایا صلوات بفرست بر نور و چراغ روشنگرت |
|
وَ وَلِىِّ وَلِیِّکَ وَ وَصِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ بر ولىّ ولیّت بر وصىّ وصیّت بر حجّت خود بر بندگانت |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ سلام بر تو اى دختر رسول خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ سلام بر تو اى دختر فاطمه و خدیجه |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا بِنْتَ اَمیر ِ الْمُؤْمِنینَ سلام بر تو اى دختر امیر مؤمنان |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا بِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَیْن ِ سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسین |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللّه ِ سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه ِ سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا بِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر |
|
وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَکاتُهُ رحمت و برکات خدا بر تو باد |
|
اَلسَّلامُ عَلَیْک ِعَرَّفَ اللّهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِىالْجَنَّة ِ سلام بر تو خداوند آشنایى برقرار کند میان ما و شما در بهشت |
|
وَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِکُمْ وَ أَوَرَدْنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ و ما را در زمره شما محشور کند و ما را بر حوض پیامبر شما وارد کند |
|
وَ سَقانا بِکَأْس ِ جَدِّ کُمْ مِنْ یَد عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب و ما را با کاسه جدّ شما از دست علىّ بن ابى طالب سیراب کند |
|
صَلَواتُ اللّه عَلَیْکُمْ صلوات خدا بر شما باد |
|
أَسْئَلُ اللّه أَنْ یُر ِیَنا فیکُمُ السُّروُرَ وَ الْفَرَجَ از خداوند مى خواهم که سرور و فرج شما رابه ما بنمایاند |
|
وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَ إِیّاکُمْ فى زُمْرَة ِ جَدِّکُمْ مُحَمَّد ما و شما را در زمره جدّ بزرگوارتان حضرت محمّد ـ |
|
صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِ وَ آلِه ِ که درود خدا بر او و آلش باد گرد آورد |
|
وَ أَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْر ِ فَتَکُمْ و معرفت شمارا از ما نگیرد |
|
إِنَّهُ وَلِىِّ قَدیرٌ. که او صاحب اختیار و مقتدر است |
|
أَتَقَرَّبُ إِلَى اللّه ِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرإَة ِ مِنْ أَعْدائِکُمْ به سوى خداوندتقرّب مى جویم با محبّت شما و بیزازى ازدشمنان شما |
|
وَ التَّسْلیم ِ إِلَى اللّه ِ و با تسلیم شدن به فرمان خدا |
|
راضِیاً بِه ِ غَیْرَمُنْکِر وَ لا مُسْتَکْبِر از روى رضایت نه انکار و نه استکبار |
|
وَ عَلى یَقین ِ ما أَتى بِه ِ مَحَمَّدٌ وَ بِهَ راض و با یقین به آنچه حضرت محمّد (ص) آورده و به آن راضى هستم |
|
نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهِکَ یا سَیِّدى با این عقیده عنایت تو را مى طلبم اى سرور من |
|
اَللّهُمَّ وَ رِضاکَ وَ الدّارَ الْآخِرَةِ خدایا رضایت ترا و سراى آخرت را خواستارم |
|
یا فاطِمَةُ ا ِشْفَعى لى فِى الْجَنَّة ِ اى فاطمه(معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت کن |
|
فَا ِنَّ لَکَ عِنْدَاللّْه ِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن ِ که ترا نزد خدا مقام رفیعى است |
|
اَللّْهُمّ ا ِنى اَسْئَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَة ِ خداوندا من از تو مى خواهم که عاقبت امر مرا به سعادت ختم کنى |
|
فَلاتَسْلُبْ مِنّى ِ ما أَنَا فیه ِ پس عقایدى که دارم از من نگیر |
|
وَ لاحُولَ وَ لا قُوَةَ إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظیم که هیچ نیرو و قدرتى جز خداوند بزرگ و والا نیست |
|
اَللّهُمَ اسْتَجِبْ لَنا خداوندا دعایم را مستجاب کن |
|
وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عافِیَتَکَ و آنرا به کرم و عزت و رحمت و عافیت خود از من قبول فرما |
|
وَ صَلَّى الّلهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِه ِ أَجْمَعینَ بر محمّد و همه اهلبیت او صلوات فراوان و درود بى پایان بفرست |
|
وَ سَلَّمَ تَسْلیما یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ اى بخشنده ترین بخشندگان |
طبقه بندی: گنجینه ها،
| زندگینامه حضرت | |
|
طبقه بندی: گنجینه ها،
حضرت آیة الله حاج شیخ على پناه اشتهاردى (دام ظله)این مسجد مبارك كه در بیش از یك فرسخى شهرستان قم واقع شده از روز اول تأسیس مورد توجه علاقه مندان به حضرت بقیة الله روحى له الفداء بوده و هست و از آنجا بعضى كرامات هم مشاهده شده بالخصوص از زمانى كه تأسیس حوزه در این بلده طیبه با همت مؤسس آن (مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حائرى (قدس سره)) شده است. مرحوم آیة الله العظمى گلپایگانى توجه خاصى به آن مسجد شریف داشت و كراراً حوادث غیر مترقبه كه پیش مى آمد، حقیر به بیت آیة الله گلپایگانى مى رفتم، مى گفتند آقا جمكران رفته تا متوسل به حضرت شود. | |
|
| |
حضرت آیة الله العظمى گلپایگانى (رحمه الله)حجة الاسلام سید محمّد باقر گلپایگانى فرمودند: براى پدرم هر زمانى كه بعضى مسائل پیش مى آمد به مسجد جمكران مى رفتند، گاهى اوقات صبح جمعه و گاهى ظهر و یا بعد از ظهر هم كه بود مى فرمود: مى خواهم بروم جمكران، حالا یا چهارشنبه یا سه شنبه یا دوشنبه یعنى معتقد به چیزى نبود. و گاهى اوقات نماز جماعت در آنجا برپا مى كردند. در ایام جنگ تحمیلى یك شب آقاى خلیلیان زنگ زد و گفت خدمت آقا (آیة الله گلپایگانى (رحمه الله)) عرض كنید كه الان در یكى از محورهاى مهم بچه ها در حال محاصره گازانبرى دشمن قرار گرفتند كه اگر دشمن موفق شود دیگر چیزى از ما باقى نمى ماند به آقا بگوئید دعا كنند وقتى به آقا عرض كردیم دقیقاً خاطرم نیست كه بعد از نماز صبح بود یا وقت دیگر بود كه آقا مشرف شدند مسجد جمكران صبح دو مرتبه آقاى خلیلیان زنگ زد و گفت: بصورت معجزه آسائى عملیات دشمن با شكست مواجه شد و رزمندگان ما از محاصره بیرون آمدند و تعداد زیادى از دشمن اسیر و كشته شدند. یكى از علماء حوزه از حضرت آیة الله العظمى آقاى حاج سید محمّد رضا گلپایگانى نقل كرد كه ایشان فرمودند: در عصر آیة الله العظمى مرحوم شیخ عبد الكریم حائرى كه عده محصلین حوزه علمیه قم به چهارصد نفر رسیده بود، در زمستانى طلاب از حاج شیخ محمّد تقى بافقى كه مقسم شهریه مرحوم حاج شیخ بود عباء زمستانى خواستند و ایشان از مرحوم حائرى خواستند آیة الله حائرى فرمودند: چهارصد عبا از كجا بیاورم، گفت: از حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) بگیر. فرمود: من راهى ندارم، گفت: پس من انشاء الله مى گیرم و شب جمعه به مسجد مقدّس جمكران رفته و روز جمعه به مرحوم حاج شیخ حائرى گفت: آقا صاحب الزمان(علیه السلام) وعده فرمودند فردا كه شنبه است چهارصد عبا را مرحمت كنند. و روز شنبه به وسیله مردى از تجار عباء رسید و بین طلاب تقسیم كردند. | |
|
| |
آیة الله آقاى سید محمد على علوى (دام ظله)بهتر آن است كه مقدارى درباره مسجد جمكران توضیح داده شود تا مؤمنین اهمیت بیشترى بدهند، در كتاب مونس الحزین به سند معتبر از امیر المؤمنین على صلواة المصلّین از جمكران و مسجد آن خبر داده و فرموده كه این زمین از زمینهاى دیگر جداست و مقدّس مى باشد. چه گویم در حق مسجدى كه حضرت بقیة الله ارواح من سواه فداء بر حسب نقل محدث نورى و غیره درباره اش چنین فرمودند: «من صلّى فیه كمن صلّى فی البیت العتیق». یعنى خواندن نماز در این مسجد همانند خواندن نماز در كعبه است. و چه مناسبت خوبى است بین مسجد جمكران در كنار حرم اهل البیت(علیهم السلام)و عش آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین كه شیعیان شبهاى چهارشنبه در آنجا جمع شوند و مشغول به ذكر و دعا و نماز براى آن حضرت باشند، و بین مسجد سهله در كنار حرم امیر المؤمنین (علیه السلام) و كوفه كه شیعیان آنجا هم نیز در شبهاى چهارشنبه مشغول به زیارت هستند گرچه بسیارى از مردم از عظمت و فضیلت این مكان مقدّس غافلند و به آن توجهى كه باید داشته باشند ندارند، و در پیام حضرت حجّت (عج) آمده است كه به مردم بگوئید قدر این مسجد را بدانند و در همین راستا است كه مراجع بزرگ و آیات عظام مانند آیة الله حائرى و مؤسس حوزه علمیه قم و بروجردى و حجّت و گلپایگانى و مرعشى نجفى و شیخ مرتضى حائرى (قدس سره) براى این مسجد اهمیت زیادى قائل بودند. فضائل و مناقب و بركات این مسجد بیش از این است كه بتوان در این مختصر گنجاند. | |
|
| |
![]() |
حضرت آیة الله شیخ حسین نورى همدانى (دام ظله)بنده كه در اواخر سال 1362 قمرى به حوزه مقدسه قم آمدم، پس از چند روزى سخت مریض شدم و چون در مضیقه اقتصادى بودم از مراجعه به طبیب هم ناتوان بودم، با زحمت زیاد به مسجد مقدس جمكران به قصد استشفاء رفتم، پس از انجام اعمال مسجد و توسل به حضرت ولى عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء از مسجد خارج شدم و چند دقیقه اى ـ چون آن روز غیر از یك مسجد كوچك با چند اطاقى كه در جوار مسجد بود چیز دیگرى نبود ـ نشستم كه خوابم گرفت، و چون بیدار شدم اثرى از آن بیمارى در خود ندیدم. در سال 1378 براى نماز استسقاء و طلب باران مرتبه اول به خاكفرج رفتیم و نماز را در آنجا خواندیم ولى من اثرى ندیدم. اما دفعه دوم كه مى خواستیم نماز استسقاء را بخوانیم به جمكران آمدیم، چون ماه رمضان بود و مردم همه روزه بودند و البته نماز باران سه روز روزه لازم دارد، با آنكه در آن روز یك لكه ابرى هم در آسمان نبود، همان شب باران حسابى نازل شد و دلیلش این بود كه این دفعه ما به امام عصر (علیه السلام)پناه آورده بودیم. همان شب خیلى ها به من تلفن زدند كه آقا این چه كرامتى است؟! و من مطمئن بودم ـ ما خودمان كه لیاقتش را نداریم ـ ولى در میان مستمعین و حضار كه بیشتر پیرمرد و زن و زوّار بودند حتماً افراد دل شكسته و مستجاب الدعوة وجود داشت. مرحوم حضرت آیة اللّه العظمى آقاى حاج شیخ محمّدى على اراكى(طاب ثراه) در نماز جمعه قم فرمودند: |
|
| |
|
|
حضرت آیة الله العظمى آقاى شیخ عبدالكریم حائرى (رحمه الله)مرحوم حضرت آیة الله العظمى آقاى حاج شیخ محمّد على اراكى طاب ثراه در نماز جمعه قم فرمودند: چند روز به اول ماه مانده عالم ربّانى آقاى حاج شیخ محمّد تقى بافقى محضر مبارك آیة الله العظمى شیخ عبد الكریم حائرى متوفاى 1355 هـ . ق مى رسیدند جهت شهریه طلاب حوزه، سؤال مى كردند وضع شهریه چطور است؟ مرحوم حائرى مى فرمودند: جز سرمایه توكل چیزى در دست نیست، ایشان «آقاى بافقى» راهى مسجد مقدّس جمكران مى شدند، از توجهات صاحب الزمان(علیه السلام) مشكل شهریه حل مى شد. |
طبقه بندی: کلام بزرگان،
|
|
آیة الله العظمى بهجت (دام ظله) خود این مسجد افراد را راهنمایى مى كند، كسانى كه آنجا (مسجد جمكران) مى روند مسجد خودش آنها را راهنمایى مى كند چیزى خاص بیشتر از آنكه در زمینه مسجد جمكران بیان كرده اند ندارم كه بیان كنم، همه مطالب مربوط به مسجد را بزرگان گفته اند یا در كتابهایشان نوشته اند. منتهى حرف من این است كه ما معتقدیم این مشاهد مباركه و مساجدى نظیر مسجد جمكران مستغنى از معرفى هستند، ما بر این اعتقاد هستیم. اگر كسى بگوید رفتیم و چیزى در آنجا ندیدیم به حسب ظاهر باید گفت از روى اعتقاد صحیح نرفته است یا براى امتحان رفته یا همینطورى رفته است. بهر حال بهترین معرف این اماكن خودشان هستند. |
|
| |
|
|
مسجد مقدس جمکران گنجینه فنا ناپذیر شیعه (مقام معظم رهبری) اداره کشور با تکیه بر مولا جمکران حلال مشکلات آقای سید حسن نصر الله (دبیر کل حزب الله لبنان) می گفت: یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت میگذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود و خیلی به حزب الله سخت میگذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم ایشان به ما امید دادند و فرمودند: شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست پس اضافه کردند: من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار می گیوم که آماده شوید به جمکران برویم، راه قم را پیش میگیریم و راهی مسجد جمکران می شویم. سروده مقام معظم رهبرى حضرت آیة الله خامنه اى (مدّ ظله العالى) : دلم قرار نمى گیرد از فغان بى تو سپند وار زكف داده ام عنان بى تو ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى پر است سینه ام از اندوه گران بى تو نسیم صبح نمى آورد ترانه شوق سر بهار ندارند بلبلان بى تو لب از حكایت شب هاى تار مى بندم اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو ز بى دلى و خموشى چو نقش تصویرم نمى گشایدم از بى خودى زبان بى تو عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شكرین دهان بى تو گزارش غم دل را مگر كنم چون امینجدا از خلق به محراب جمكران بى تو - تخلص شعرى مقام معظم رهبرى در این شعر «امین» مى باشد. |
|
| |
آیة الله سید محمد باقر ابطحى اصفهانى (دام ظله)آیة الله سید محمّد باقر ابطحى اصفهانى فرمودند: شبى در عالم رؤیا دیدم فضاى ما بین قم و مسجد جمكران گویا تمام چمنزار است و داراى درختهاى سبز كه مهتاب بر آن مى تابید و نهرهاى آب در آن جریان داشت، درختى را دیدم كه داراى شاخه هاى بسیار جذّاب و سر سبز و صداى روح بخشى از میان آن به گوش مى رسید كه به ذهنم خطور كرد صداى حضرت داوود است و در وسط آن درخت جایگاهى بود كه در آنجا آقایى نشسته و به نظرم آمد آقا حضرت بقیة الله الأعظم امام زمان(علیه السلام) است، صحبتى را به میان آوردم كه از ذكر آن معذورم، زیرا اشاره به عهد و پیمانى بود و سپس عرض كردم: «چه كنم كه به شما قرب پیدا كنم؟» به زبان فارسى فرمود: «عملت را عمل امام زمان قرار بده». من به خاطرم این معنى رسید یعنى آنچه را به ذهنت مى آید اگر امام زمان بود عمل مى كرد تو هم همان را عمل كن. به عربى به حضرت عرض كردم: وهو الأمل، یعنى این آرزوى من است. گفتم: چه كنم كه در این امر موفق باشم؟ به عربى فرمود: «الاخلاص فی العمل» از خواب بیدار شدم، چراغ خاموش بود، قلم و دفتر حاضر كردم و آن دو جمله سؤال و جواب را نوشتم، فردا درباره این دوجمله سؤال و جواب او فكر كردم، به نظرم آمد در جمله اول حقیقت تشیع و در جمله دوم راه موفقیت را كه همان توحید ذاتى و عملى باشد یافتم، این دو جمله توصیه حضرت بود. | |
|
| |
آیة الله شیخ محمد تقى بافقى (رحمه الله)عالم ربانى حضرت آیة الله حاج شیخ محمّد تقى بافقى كه بارها خدمت امام زمان(علیه السلام) مشرف شدند و سهم بسزایى در رونق دادن به مسجد مقدّس جمكران قم دارند. یكى از علماء حوزه از حضرت آیة الله العظمى آقاى حاج سید محمّد رضا گلپایگانى نقل كرد كه ایشان فرمودند: در عصر آیة الله العظمى مرحوم شیخ عبد الكریم حائرى كه عده محصلین حوزه علمیه قم به چهارصد نفر رسیده بود، در زمستانى طلاب از حاج شیخ محمّد تقى بافقى كه مقسم شهریه مرحوم حاج شیخ بود عباء زمستانى خواستند و ایشان از مرحوم حائرى خواستند آیة الله حائرى فرمودند: چهارصد عبا از كجا بیاورم، گفت: از حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) بگیر. فرمود: من راهى ندارم، گفت: پس من انشاء الله مى گیرم و شب جمعه به مسجد مقدّس جمكران رفته و روز جمعه به مرحوم حاج شیخ حائرى گفت: آقا صاحب الزمان(علیه السلام) وعده فرمودند فردا كه شنبه است چهارصد عبا را مرحمت كنند. و روز شنبه به وسیله مردى از تجار عباء رسید و بین طلاب تقسیم كردند. | |
|
| |
|
|
حضرت آیة الله العظمى آقاى بروجردى (رحمه الله)حضرت آیة الله العظمى آقاى بروجردى(قدس سره)متوفى 1380 هـ . ق فرمودند: اگر موفق بشوم، در قم دو كار انجام خواهم داد، یكى راه مسجد جمكران را باز خواهم كرد، دومى بیمارستانى در شهر قم بنا خواهم نمود . اینجانب (آقاى شمس) شاهد تشرف مرحوم آیة الله العظمى حاج آقا حسین بروجردى طباطبائى(رحمه الله)بودم كه چون محل پدرى ما نزدیك به دروازه كاشان قم بود و راه نزدیك جمكران از آنجا مى گذشت آن مرجع جهانى به وسیله درشكه تشرف به مسجد پیدا كردند و اهالى محل بخصوص ائمه جماعات اطراف آن محل آماده شدند كه در مراجعت آن مرحوم نماز مغرب و عشاء را به امامت آن مرجع در مسجد كیهانى برقرار سازند، حقیر هم كه حدود 18 سال داشتم یعنى حدوداً سال 1330 بود حضور داشتم و دیدم كه بعد از نماز مغرب به عالمى امر كردند كه به مردم توصیه نمایند كه به مسجد جمكران رغبت نمایند و فرمودند: اگر براى من مقدور بود نمازهاى واجب روزانه را در مسجد جمكران ادا مى كردم. ـ متن نامه حضرت حجة الاسلام واعظ شهیر مرحوم آقاى سید صادق شمس الدینى (معروف به شمس) |
طبقه بندی: کلام بزرگان،
| نماز مخصوص امام زمان علیه السلام | |
|
طبقه بندی: گنجینه ها،
شناسنامه كرامت
موضوع كرامت: عنایت امام زمان علیهالسلام به حوزه هاى علمیه
منبع كرامت: دفتر ثبت كرامات و خاطرات مسجد مقدّس جمكران، شماره 242
زمان كرامت: زمان مرجعیت آیةاللَّه شیخ عبدالكریم حائرى
مكان كرامت: شهر مقدّس قم
تاریخ ثبت كرامت: 5/12/77
خاطره حضرت آیةاللَّه العظمى آقا سید محمد رضا گلپایگانى رحمةاللَّه:
یك وقت در زمان حاج شیخ عبدالكریم حائرى رحمةاللَّه، شهریه طلاب نرسیده بود. آنهایى كه از نظر معیشتى از وضعیت خوبى برخوردار نبودند، كم كم داشتند از حوزه متفرق مىشدند. این مسأله باعث ناراحتى و نگرانى همه شده بود.
من به حضرت حجّت"ارواحنا فداه" متوسل شدم و از خود حضرت براى رفع این مشكل استمداد نمودم. در مدرسه فیضیه خوابیده بودم كه در عالم رؤیا شخصى به من گفت:
"قرار است شما در منزل فلان آقا، خدمت حضرت صاحب الزمان علیهالسلام مشرّف شوید. بعد خبر آوردند كه تشریف فرمایى حضرت به منزل آن فرد به تأخیر افتاده است. ولى یك صدایى را شنیدم كه فرمود:
آقا سید محمد رضا! به حاج میرزا مهدى بگویید كه به آقا شیخ عبدالكریم بگویند: از دعاهاى امام زمان علیهالسلام وجوهات متوجه قم شد".
وقتى از خواب بیدار شدم، طبق مأموریتى كه داشتم پیش حاج میرزا مهدى رفتم و خوابم را براى ایشان تعریف كردم. نكتهاى براى ما در این خواب سؤالانگیز بود كه: چرا به حاج شیخ عبدالكریم با اینكه ایشان مكّه مشرف شده بودند تعبیر به "آقا شیخ عبدالكریم" كرده بودند ولى "حاج میرزا مهدى" را حاجى نامیدند؟!
وقتى خدمت حاج شیخ رسیدیم، فرمودند: رؤیاى شما از رؤیاهاى صادقه است، زیرا فردى از تجّار مشهد پیدا شده و قرار است هر ماه دو هزار تومان بفرستد. امّا اینكه حضرت به من تعبیر "آقا شیخ" كردهاند با اینكه به مكه مشرّف شدهام، به خاطر این است كه من حجّى را كه انجام دادهام، حجّ نیابتى بوده است.
خوش آن روزى كه صوت دلربایت
بگوش جان رسد هر دم صدایت
ز هر سو یاورانت با دل شاد
بیایند و نمایند جان فدایت
منبع : وب سایت رسمی مسجد مقدس جمکران
طبقه بندی: گنجینه ها،
| كرامات مسجد مقدّس جمكران | |
|
طبقه بندی: گنجینه ها،
تشنج در كودكان
تشنج ناشی از تب :
تشنج ناشی از تب شایعترین نوع تشنج در كودكان است . حدود 4-2% كودكان با سن كمتر از 6 سال دچار این نوع تشنج می شوند . این نوع تشنج همیشه به همراه تب بالا و در سنین 6 ماهگی تا 6 سالگی اتفاق می افتد . به ندرت ممكن است بعد از سن 6 سالگی نیز تكرار شود . ولی بیشترین شیوع آن در یك تا دو سال اول عمر است .
این مسئله به دلیل بروز بیشتر عفونتهای تنفسی ، گوارشی و ادراری در این سنین است . از این رو در هر كودك مبتلا به تشنج ناشی از تب ، باید كانون تب زا مشخص و درمان شود .
شكل تشنج : معمولا تشنج در اولین ساعات بروز تب پدیدار شده و گاهی حتی والدین متوجه تب كودك نمی گردند ، و پس از وقوع تشنج متوجه تب در نزد كودك می شوند . تشنج به صورت از دست رفتن ناگهانی هوشیاری ، قفل شدن فك ، سیاه شدن دور لب ، سفت شدن تمام بدن و به دنبال آن حركاتی شبیه دست و پا زدن بروز می كند . حمله تشنج معمولا كوتاه مدت بوده و در عرض 1-2 دقیقه برطرف می شود . ولی گاه تشنج طولانی تر نیز می شود . و به ندرت ممكن است حركات تشنجی در یك طرف بدن و یا فقط در چشم ها باشد كه در این موارد علامت خطرناكتری است و نیاز به بررسی بیشتری دارد . هر چه تشنج در سنین پایین تر بروز كند احتمال تكرار آن بیشتر است .
درمان در منزل : والدین باید در هنگام بروز تشنج خونسردی خود را حفظ كنند .
· كودك را به پهلو خوابانیده و چنانچه در دهان او ماده غذایی و یا ترشحی وجود دارد به آهستگی خارج نمایند .از پاشیدن آب به صورت بچه و یا تحریك وی خودداری شود.
· به هیچ عنوان سعی در باز كردن دهان كودك نشود ولی در صورت امكان یك شیء پلاستیكی نرم در بین دندانها قرار گیرد تا از گاز گرفتگی زبان جلوگیری شود .
· با استفاده از شیاف استامینوفن و كم كردن پوشش كودك درجه حرارت كودك كنترل گردد . در صورت لزوم می توان از تن شویه با آب ولرم نیز استفاده كرد ، كه در این موارد پنبه یا پارچه ای نرم آغشته به آب ولرم را در نواحی دور گردن و زیر بغل ، كشاله ران قرار داد تا به تدریج درجه حرارت كودك به حد طبیعی برسد .
· در اكثر موارد تشنج در عرض كمتر از دو دقیقه خاتمه می یابد، ولی در صورت تداوم تشنج می توان از شیاف دیازپام استفاده نمود . در این موارد شیاف دیازپام 5 میلی گرم در كودكان با وزن كمتر از 15 كیلوگرم و نوع 10 میلی گرم در كودكان بالاتر از 15 كیلوگرم مؤثر واقع می شود . هر كودك در اولین حمله تشنج با تب بایستی در بیمارستان بستری و بررسی گردد ، ولی در مورد كودكانیكه سابقه تشنج در هنگام تب دارند ، در صورت قطع سریع تشنج ، مراجعه به پزشك برای جستجوی علت تب و درمان آن كافی است .
اقدامات در بیمارستان:
پس از ورود به بیمارستان در صورت ادامه تشنج ، تجویز دیازپام از طریق وریدی و یا مقعدی موجب كنترل تشنج خواهد شد . باید علت تب كودك مشخص گردد كه شرح حال كودك و معاینه دقیق به همراه آزمایشات در این مورد لازم می باشد . در سنین پایین گاهی علی رغم بررسی های فوق علت تب نامعلوم می ماند. در این موارد حتما می بایست LP ( گرفتن مایع نخاع ) انجام شود . والدین بایستی توجه داشته باشند كه بروز مننژیت یا همان عفونت پرده های مغز از عفونتهای خطرناك و پر عارضه در سنین خردسالی است كه تنها راه تشخیص آن LP است .درمان دیررس مننژیت منجر به عوارضی چون كری ، اختلال بینایی ، عقب افتادگی ذهنی ، اختلالات یادگیری و یا اختلالات رفتاری می شود . از آنجاییكه LP ( گرفتن مایع نخاع ) عارضه ای ندارد . بر خلاف نظر عوام منجر به فلج نمی گردد ، لذا والدین باید طیب خاطر آن را بپذیرند .
پیش آگهی :
تشنج ناشی از تب ، خوش خیم بوده و عارضه ای بر جای نمی گذارد ، مگر در مواردی كه طول بكشد ، تكرار شود یا كودك معاینه عصبی غیر طبیعی داشته باشد، كه نیاز به استفاده از داروهای ضد تشنج مثل فنوباربیتال یا سدیم والپورات به مدت 1-3 سال دارد . در سایر موارد استفاده از تب بر ، دیازپام خوراكی و تن شویه در هنگام بروز تب در نزد كودك كافی می باشد . بنابراین تشنج ناشی از تب می تواند علامتی از یك بیماری جدی باشد كه در صورت پیدا كردن علت تب و درمان ان ، پیش آگهی خوب خواهد بود .
طبقه بندی: گنجینه ها،
احتیاج کودک به محبت از نظر علمی قابل انکار نیست و طفل از مورد محبت قرار گرفتن احساس خوشحالی و صمیمیت می کند و نیازهای روحی اش برآورده می شود.
کودک و به طور کلی انسانها میل دارد از دیگران محبت ببیند و حتی در مواردی ممکن است برای جلب محبت دیگران به خود صدمه وارد آورند. هم چنین او نیاز دارد احساس کند که مورد توجه و علاقه والدین و مورد تأیید و حمایت آنهاست. کودک تشنه محبت و توجه پدر و مادرش است و به دنبال و جستجوی مرکز محبت است و از این راه می کوشد خود را تسکین بخشد.
محروم کردن کودک از محبت والدین در دوره نوزادی تأثیر نامناسبی در رشد شخصیت بر جای می گذارد. کودک در سالهای اولیه زندگی رفتار والدین را بررسی می کند و از طریق کوشش و خطا فرا می گیرد که کدام رفتارش موجب جلب توجه والدین می شود. محبت نیاز اساسی و طبیعی کودک و هر انسان دیگر است و اساس رشد و سعادت او بدان بستگی دارد.
محبت برای کودک یک نیاز مهم است از آن بابت که رشد جسمی و روانی او در سایه آن شکل می گیرد. طفلی که محبت نبیند هرگز رشد نخواهد کرد.
محبت در رشد قوه تکلم بچه ها و جنبه اجتماعی حیات آنان تأثیر فراوانی دارد. در بعضی موارد دیده شده بچه هایی که نسبت به والدین خود محبت دارند در زندگی شخصی بیشتر به اصول پای بند هستند. محبت به بچه ها باید بصورت احترام به آنها و رعایت استقلال و آزادی ایشان ابراز گردد.
به گفته روان شناسان احتیاج به محبت امری دائمی است. در دوره بلوغ نیز بچه ها نیاز به محبت دارند. بچه هایی که از محبت والدین یا بزرگسالان محروم هستند اغلب حالت طغیان، بی اعتنایی و خصومت نسبت به دیگران در آنها ظاهر می گردد. کودک باید محبت را درک و لمس کند. بنابراین محبتهای قلبی پدر و مادر کافی نیست. وقتی که محبت قلبی در قالب رفتار محبت آمیز مثل تشکر، بوسیدن، نوازش، اهدای جایزه و امثال آن بروز و ظهور کند برای کودک مفید است.
درک محبت از طرف کودکان در سنین مختلف متفاوت است. در هفت سال اول زندگی، محبت بیشتر تکیه بر لذات حسی دارد و در دوره های بعدی حفظ شخصیت از نظر نوجوانان و جوانان مهم است. بنابراین در هفت سال اول باید بصورت بوسیدن، نوازش کردن، اهدای خوراکیهای خوشمزه واسباب بازیهای جالب ابراز گردد، ولی در نوجوانی محبت به صورت تشکر، تعظیم و تکریم شخصیت، حسن لباس، پذیرفته شدن از طرف دیگران و امثال آن موجبات رضایت آنان را فراهم می کند.
با این که سخن درباره محبت بسیار است در عین حال محبت نباید مانعی برای امر و نهی باشد یعنی والدین و سایر پرورشکاران به خاطر رعایت اصل محبت مجاز نیستند که از امر و نهی به موقع کودک خودداری کنند. محبت اگر جنبه افراطی پیدا کند موجبات پرتوقعی، متکی شدن، زبونی و... کودک را فراهم کند. بنابراین از افراط در محبت باید پرهیز کرد. ازطرفی عدم ارضای این نیاز موجب انحراف کودک از مسیر عادی زندگی است.
● محبتی که به کودک ابراز می شود
نوع محبتی که به کودک اعمال می شود باید دارای خصایصی باشد:
▪ محبت به کودک خواه از سوی والدین و خواه از طرف معلم یا دیگران باید راستین باشد.
▪ محبت باید به گونه ای باشد که او مزه آن را بچشد و این به هنگامی امکان پذیر است که ما عملاً محبت خود را به او نشان دهیم. بدین سان فقط دوست داشتن فرزند در دل و علاقمندی قلبی به او کافی نیست.
▪ محبت به کودک نباید بستگی به موقعیت او داشته باشد. به عبارت دیگر نباید به طفل ابراز محبت کرد از آن بابت که او زیباست، چشم و موی قشنگی دارد، رشدش خوب است و یا در منزل کارهایی انجام می دهد، و...
محبتی که جان و تن انسان را شکوفا می کند، محبتی است معتدل و راستین و به دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال و وضع و حال کودک. چنین محبتی نباید به تبعیض آلوده شود، زیرا تبعیض در محبت میان فرزندان مانند آن است که نسبت به برخی فرزندان افراط و نسبت به برخی تفریط در محبت شده باشد.
● راههایی برای ابراز محبت
برای مهرورزی نسبت به کودکان راههای بسیاری وجود دارد:
▪ به کودک سلام کنید، در میان جمع او را به بازی بگیرید، او را ببوسید، درباره خواسته هایش توجه نشان دهید، سخنان و شکایاتش را بشنوید، اگر داستانی نقل می کند گوش دهید، آنجا که او می خندد شما هم بخندید، به او نشان دهید که از تأثر او متأثر می شوید با او آنچنان رفتار کنید که احساس ستم نکند و خود را مظلوم نپندارد، گمان نکند که مقررات فقط درباره او اجرا می شود، فکر نکند که والدین آزادند و او در بند است و...
▪ گاهی مهرورزی بصورت رسیدن به او و به شکم اوست، زمانی خرید اسباب بازی و وسایلی که مورد علاقه اوست، گاهی دادن پول، خرج کردن در راه او، بیدارماندن در بالای سرش به هنگام بیماری اوست و...
ارضای مهرطلبی کودک ضروری است ولی اگر با مراعاتهایی انجام نشود زیانهایی به همراه خواهد داشت. در زیر به اهم آنها اشاره می کنیم.
▪ طفل به همان میزان که محبت می بیند باید وادار شود که محبت را ابراز کند.
▪ اگر خواهان محبت والدین است باید نسبت به خواهر یا برادر کوچکتر علاقه نشان دهد. این امر را والدین با زبان کودکانه می توانند به او تفهیم کنند و رعایت آن را خواستار شوند.
▪ مهرورزی ها عملی باشد و کمتر زبانی، و به همین طریق در جنبه مهرخواهی از کودک باید زمینه ملاطفت را ایجاد کنیم. کمتر بگوییم مهربان باش و بیشتر زمینه مهربان بودن او را فراهم سازیم.
▪ ابراز محبت والدین نسبت به کودکان در حضورشان باید یکسان باشد. زیرا گاهی محبت بیشتر از حد والدین درباره یک طفل باعث رنجش دیگر کودکان خانواده می گردد.
▪ مهرورزی والدین به کودکی در خانواده به گونه ای نباشد که او را جیره خوار کودک بزرگتر سازد. چه بسیار والدینی که برای طفل کوچک خود هرگز اسباب بازی نو و تازه نمی خرند.
▪ بلکه او را وادار می سازند که با اسباب بازی کهنه و قراضه فرزند بزرگتر بازی کند و این موجب تأثر و کدورتهایی برای طفل خواهد بود. و وضع به همین گونه است در زمینه لباس کودک خردسال.
▪ هیچیک از پدر یا مادر نکوشد که محبت و مهر کودک را انحصاری خود کنند و طفل را به سوی خود جلب کنند. این امر برای کودک بسیار خطرناک است بخصوص که اگر خطری متوجه فرد مورد علاقه انحصاری او گردد، میزان مهر و محبت کودک و دلبستگی او به پدر و مادر باید بمیزان مساوی و با توزیع متعادل باشد.
▪ مهرورزی والدین نباید مانعی برای مصونیت کودک از امرها و نهی ها شود. آنجا که جای مهر است باید مهربان بود و آنجا که جای امر و نهی است باید همان را انجام داد.
طبقه بندی: گنجینه ها،
امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)
3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی برد.
زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)
4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»
طبقه بندی: گنجینه ها،
امام باقر (ع) فرموده است: هر کس هنگام خارج شدن از منزلش دعای زیر را بخواند، خداوند متعال مهمات دنیایی و اخروی او را بر عهده می گیرد.«بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله حسبی الله، توکلت علی الله، اللهم انی اسالک خیر اموری کلها، و اعوذبک من خزی الدنیا و عذاب الاخره».«به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر، به نام خدا، خدا مرا بس است. بر او توکل می کنم. بارالها! من از تو همه خیرها و اموری که به صلاحم است را می طلبم و از خواری دنیا و عذاب آخرت به تو پناه می برم.
طبقه بندی: گنجینه ها،
|
حضرت رسول اکرم (ص) : در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر كس هر چه قسمت اوست می رسد |
طبقه بندی: گنجینه ها،

























نماز امام زمان علیه السلام به مردم بگو: به این مكان رغبت كنند و آنرا عزیز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند.



